:
بیور معتقد است:
“پیش بینی بدون اخذ تصمیم امکان پذیر است ولی کوچک ترین تصمیم گیری را نمیتوان بدون پیش بینی انجام داد”
رشد سریع وفزاینده علوم وتکنولوژی درعصرحاضرسبب پیچیدگی روابط انسانها بویژه روابط اقتصادی و تجاری نسبت به گذشته گردیده است. پیشرفت علم وتکنولوژی، اقتصاد وتجارت را وارد مرحله تازه ای گردانیده، بطوری که شرکتها وبنگاه های اقتصادی کوچک گذشته تبدیل به شرکتهای سهامی عام وحتی چند ملیتی درسراسردنیا گردیده است. این تغییرشکل اقتصاد وتجارت باعث گردیده از یک سو شرکتهای کوچک ازدور رقابت خارج شوند وازسوی دیگرشرکتهای بزرگی که توان رقابت با دیگرشرکتهای هم صنعت خود را نداشتند، با مشکل توقف فعالیت یا بحران های مالی و درنهایت ورشکستگی مواجه شوند. ازطرف دیگرچرخه رقابت نیزکه خود عامل گسترش هرچه بیشترشرکت ها (از لحاظ تعداد سهامداران، گسترش حجم و وسعت) گردیده بود فاصله بین تامین کنندگان منابع مالی (سهامداران، سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و وام دهندگان) ومدیریت شرکت ازلحاظ کنترل و نظارت مستقیم بر شرکت را بیشتر کرده است. عوامل مذکورمنجربه نگرانی تامین کنندگان منابع مالی شرکتها گردید، زیرا درواقع تامین کنندگان منابع مالی:
اولا ً:خود قادربه کنترل ونظارت مستقیم برشرکت نبودند.
ثانیا ً:نمی توانستند وضعیت مالی شرکتها را درآینده پیش بینی نمایند.
دراین مرحله تحلیلگران مالی به یاری صاحبان سرمایه آمدند، آنان با بهره گرفتن از روش های مختلف به ارزیابی سهام شرکتها وتجزیه وتحلیل وضعیت مالی شرکتها درآینده پرداختند. نسبتهای مالی یکی ازابزارهای مهم درپیش بینی توقف فعالیت و بحرانهای مالی شرکتها محسوب می گردند.
برهمین اساس محققین مختلف درسالهای گذشته ازجمله بیور[1]،1966، من[2]،1968، اسپرینگیت[3]،1978، اهلسون[4]،1980، زیمسکی[5]،1984، زاوگین[6]،1985و…، با بهره گرفتن ازنسبتهای مالی گوناگون به پیش بینی وضعیت مالی آتی شرکتها پرداختند وهرکدام ازآنها نیزبه نتایجی دست یافتند. با توجه به افزایش حجم معاملات دربازار اوراق بهادارایران و لزوم بگارگیری ابزارهای مناسب درزمینه بررسی وضعیت شرکتها برای سرمایه گذاری درآنها نیازبه استفاده ازالگوهایی که بتواند وضعیت مالی شرکتها را درآینده پیش بینی نماید احساس می شود. الگوهای متفاوت از روش های تحلیلی گوناگونی برای پیش بینی وضعیت مالی شرکتها استفاده می کنند که هرکدام نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند. گزینش الگوی مناسب برای استفاده کنندگان اطلاعات مالی متناسب با نیازهای آنها وشرایط محیطی اقتصادی، اجتماعی امری پیچیده است. از اینرو دراین تحقیق سعی می شود با درنظرگرفتن سه مدل پیش بینی ورشکستگی (مدلهای اسپرینگیت، زیمسکی واهلسون) ومحاسبه نسبتهای مالی مورد استفاده درمدلها، نتایج حاصل ازاجرای این مدلها را با شرایط واقعی شرکتهای مورد بررسی دربورس اوراق بهادارتهران مقایسه کرده تا درنتیجه میزان قابلیت کاربرد هرمدل مشخص شود. درفصل اول پس ازبیان مسئله تحقیق، تاریخچه موضوع تحقیق را مورد بررسی قرار می دهیم وبه بیان اهمیت وضرورت تحقیق می پردازیم. همچنین اهداف
تحقیق را درقالب اهداف اصلی و ویژه بیان می کنیم. چارچوب نظری تحقیق که بیان اصلی طرح سوال و موضوع تحقیق بوده است دراین فصل آورده شده و درادامه به مدل تحلیلی و فرضیه های تحقیق نیزاشاره شده است، درپایان این فصل نیز متغیرهای عملیاتی تحقیق وتعاریف واژه ها واصطلاحات آمده است.
2-1 بیان مساله
درحال حاضربنگاه های اقتصادی درمحیطی بسیارمتغیر و رقابتی فعالیت می کنند. واکنش سریع و درست درمقابل شرایط بسیارمتغیر بازار درموقعیت بنگاه نقش بسزایی دارد. مدیریت بنگاه درتمامی جنبه های فعالیت بنگاه مانند تولید کالا، فعالیت های بازاریابی وفروش و خدمات پشتیبانی مانند آموزش کارکنان وپردازش اطلاعات درگیراست.
برای انجام این مسئولیتها اکثربنگاه ها بطورگسترده از اطلاعات وگزارشهای مالی استفاده می کنند. صورتهای مالی محصول اصلی گزارشگری مالی و ابزاراصلی انتقال اطلاعات حسابداری به افراد خارج ازسازمان است. گزارشگری مالی باید اطلاعاتی درباره منابع اقتصادی، تعهدات وحقوق صاحبان سرمایه فراهم کند. این اطلاعات به مدیران،سرمایه گذاران، اعتباردهندگان وسایراشخاص مربوط درزمینه شناسایی نقاط قوت وضعف مالی واحد تجاری، سنجش نقدینگی، توانایی پرداخت دیون وارزیابی عملکرد واحد تجاری طی دوره کمک می کند.
نسبت های مالی یکی ازابزارهای ارزیابی شرکتها توسط سرمایه گذاران ونیزابزاری برای مدیریت واحد تجاری به منظورارزیابی وضعیت موجود وهمچنین پیش بینی وضعیت آتی واحد تجاری است.
نسبت یا شاخص مالی معیاری است که به منظورارزیابی شرایط مالی وعملکرد یک شرکت بکار می رود که با تجزیه وتحلیل وتفسیراین نسبتهای مختلف مالی توسط تحلیلگران زبده و با تجربه اطلاعات مفیدی ازموقعیت مالی شرکت بدست خواهد آمد، در صورتی که این اطلاعات را نمی توان از صورتهای مالی بطورمستقیم استخراج نمود. درسالهای اخیرتحلیلگران مالی به این نتیجه رسیده اند که مجموعه ای ازنسبت های مالی را می توان به منظورپیش بینی تداوم فعالیت مالی شرکت مورد استفاده قرارداد وبا کمک مدل به پیش بینی وقایع مشخص درآینده می پردازند(کدخدایی،1382، ص25)1. مدلهای پیش بینی ورشکستگی درواقع ترکیبی ازنسبتهای مالی هستند که توسط تحلیلگران با تجربه طی سالهای زیادی درنقاط مختلفی ازجهان مورد آزمون قرارگرفته و به دنیای علم ودانش عرضه شده اند. اسپرینگیت، زیمسکی واهلسون با بهره گرفتن ازروش های علمی تجربی با ایجاد مدلهای پیش بینی ورشکستگی موفق به طراحی مدلهایی دراین زمینه شدند که به نام خود آنها معروف است. در این تحقیق پیش بینی ورشکستگی شرکتها به کمک مدلهای فوق مورد بررسی قرارگرفته است تا به این وسیله میزان اطمینان به نتایج این مدلها دربورس اوراق بهادارتهران مشخص شود و پاسخی به پرسش اصلی تحقیق داده شود که ” آیا مدل اسپرینگیت نسبت به مدلهای زیمسکی واهلسون ازکارائی بیشتری برای پیش بینی ورشکستگی شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران برخوردار است؟”.
3-1 تاریخچه موضوع تحقیق
در 35سال اخیر موضوع “پیش بینی ورشکستگی شرکتها” به عنوان یکی ازموضوعات عمده پژوهشی درادبیات فاینانس تبدیل شده است .
محققین درتحقیقات علمی زیادی تلاش کردند براساس اطلاعات موجود وتکنیکهای آماری بهترین مدلهای پیش بینی ورشکستگی را کشف کنند. هریک ازمحققین درتحقیقات فوق الذکربه نتایجی رسیده اند که دراینجا به نتایج حاصل ازتحقیقات عده ای از آنها به طور مختصراشاره می شود:
من نخستین فردی است که الگوهای پیش بینی ورشکستگی چند متغیره راعرضه کرد. اوبا بکارگیری روش تحلیل تمایزی چندگانه واستفاده ازنسبتهای مالی به عنوان متغیرهای مستقل به دنبال پیش بینی ورشکستگی بنگاه ها بود. وی الگوی معروف خود را تحت عنوان الگوی رتبه z [7] ارائه داد که به پیش بینی ورشکستگی تجاری معروف است. اوبا این روش از میان 22 نسبت مالی که به نظراو بهترین نسبتها برای پیش بینی ورشکستگی بودند 5 نسبت راگزینش کرد. من با ترکیب این 5 نسبت الگویی ارائه کرد که به زعم او بهترین عملکرد را درمیان دیگرنسبتهای مالی دارا است. درسالهای بعد انتقاداتی به الگوی z وارد شد. تحلیلگران، حسابداران وحتی مدیران معتقد بودند که الگوی z تنها برای موسسات همگانی کاربرد دارد. من درادامه مطالعات خود موفق به اصلاح و رفع اشکالات الگوشد والگویی جدیدی را ارائه داد ( من، 1968،ص591)[8] .
اسپرینگیت مطالعات من را ادامه داد و ازتجزیه وتحلیل ممیزی برای انتخاب 4نسبت مالی مناسب که شامل سرمایه درگردش به کل دارائیها، سود قبل ازبهره ومالیات به کل دارائیها، سود قبل ازمالیات به بدهی جاری، فروش به کل دارائیها بود ازمیان 19 نسبت که بهترین نسبتها برای تشخیص شرکتهای سالم و ورشکسته بودند استفاده کرد وبعد ازآزمون آن در40 شرکت الگویی ارائه داد که به 5/92 درصد پیش بینی صحیح دست یافت (اسپرینگیت، 1978،ص 128)[9].
اهلسون برای ایجاد الگوی خود ازروش تجزیه وتحلیل لوجستیک استفاده کرد و نمونه خود را در105 شرکت ورشکسته و 2058 شرکت غیرورشکسته آزمون کرد، او درالگوی خود از9 متغیرمستقل استفاده کرد، الگوی اوبه1/85 درصدپیش بینی صحیح دست یافت(اهلسون،1980،ص121)[10].
فرم در حال بارگذاری ...